به استناد کشفیات باستان شناسی ومطالعات تاریخی ' جامعه شرقی ومخصوصا منطقه خاورمیانه محل نخستین کانون های تجمع انسانی وشکل گیری تمدن بشری بوده است به همین دلیل وبه منظور انتظام بخشیدن به روابط اجتماعی وتهذیب اخلاقی انسان ' خاور میانه محل ظهور ادیان الهی گردید


علی محمد جمالی بهنام- ناحیه 3 مشهد

 

بسمه تعالی

 

مقدمه:

 

نهضت ترجمه در جهان اسلام

 

به استناد کشفیات باستان شناسی ومطالعات تاریخی ' جامعه شرقی ومخصوصا منطقه خاورمیانه محل نخستین کانون های تجمع انسانی وشکل گیری تمدن بشری بوده است به همین دلیل وبه منظور انتظام بخشیدن به روابط اجتماعی وتهذیب اخلاقی انسان ' خاور میانه محل ظهور ادیان الهی گردید.

          جذابیت های اقتصادی ' دینی ' جغرافیائی ومخصوصا شرائط شبه جزیره بودن این منطقه از آغاز موجب شد که  هر قومی وملتی برای دست یابی به این جذابیت ها به این منطقه حمله کند . این هجوم ها سبب شد که خاور میانه مجموعه ی تفکیک نا پذیر ی از نژاد ها 'مذاهب وزبان ها شود' اما از میان تمام فرهنگ های مهاجم به این منطقه آن که اثر گذاری بیشتری داشت فرهنگ مجامع غربی بود.

         نخستین مرحله نزدیکی منطقه خاورمیانه با فرهنگ غربی با حمله اسکندر آغاز شد' اسکندر با کوله باری از فرهنگ وتمدن غنی راهی شرق شد وکشورهای شرقی به خصوص منطقه خاورمیانه را به شدت تحت تاثیر خود قرار داد اسکندر که در ذهنیت نو جوان خویش ایجاد یک امپراطوری جهانی را ترسیم کرده بود به خوبی در یافت که شرق یک جامعه دینی است واین عامل بیش از هر عنصر دیگر موجب وحدت بخشی ورسیدن به آرمانها یش  خواهد شد لذا در معبد آمون( آمون نام یکی از خدایان مصر بود که در شهر(( کار ناک /( carnak) معبدی به نام او ساخته بودند) در لباس کاهنان  به عبادت بر خاست ومصر یان نیز به چشم خدایی به او نگریستند ' مصر بیش از هر کشور دیگری آرامتر وآسانتر تسلیم اسکندر شد واسکندر نیز اسکندریه را به عنوان بهترین هدیه به آنان تقدیم نمود که به صورت آتن شرق محل تمرکز وتردد دانشمندان گردید. اسکندیه موقعیت حساس خود را تا ظهور اسلام به عنوان بر جسته ترین مرکز علمی جهان آن روز حفظ کرد .

          پس از ظهور اسلام نه تنها اسکندریه بلکه مراکز متعدد دیگری نیز در سراسر امپراطوری نو بنیاد اسلامی تاسیس شد ودانشمندان اسلامی با بهره گیری از دانش ترجمه موجبات نقل واحیاء علوم یونانی 'هندی 'ایرانی وغیره را در جهان اسلام فراهم کردند . مراکز ترجمه در بسیاری از شهر های معتبر مثل بغداد  دایر شد نخستین گام در زمان منصور خلیفه عباسی بر داشته شد او دستور داد تا ترجمه کتابهای یونانی را شروع کنند ' دومین مرحله در زمان هارون  بود به دستور او

 

گروهی از دانشمندان اسلامی به قسطنطنیه رفتند وبه ترجمه وتهیه کتبی پرداختند که در جهان اسلام یافت نمی شد وبعضی از محققین تاسیس بیت الحکمه را نیز به او نسبت داده اند وعقیده دارند که بیت الحکمه را او بنا نهاد اما در زمان فرزندش مامون گسترش پیدا نمود  .

         نقطه اوج نهضت ترجمه در عهد مامون بود که به دستور وی گروهی از مترجمان بر جسته در بیت الحکمه جمع شدند وتحت ریاست یوحنای ماسویه به امر ترجمه پرداختند .

        ابن ندیم در باره ی علم دوستی مامون می گوید : او گروهی از مترجمین معروف چون  ابن بطریق'حنین بن اسحاق  ویوحنا بن ماسویه  را که به زبانهای مختلف آشنا بودند به سر زمین روم فرستاد وآنان نیز سیل عظیمی از کتابهای یونانی ورومی را به جهان اسلام آوردند .

دکتر عبدالحسین زرین کوب در کتاب  (کار نامه اسلام ) خودش آورده است که در عصر مامون سر آمد مترجمین حنین بن اسحاق بود او هر کتابی را که ترجمه می کرد به اندازه وزنش از مامون طلا در یافت می داشت  حنین تمام تالیفات جالینوس و بسیاری از آثار ارسطو و بقراط را ترجمه کرد که تعداد آن ها به حدود 130 جلد می رسد که بیشتر در زمینه فلسفه وطب بوده است. واز دیگر متر جمین بر جسته این دوره خاندان بختیشوع را می توان نام برد که بیشتر عمر خود را در ترجمه وتحقیق در فلسفه وطب سپری کردند این خانوده در جندی شاپور سکونت داشتند ولی در قرن دوم هجری به دعوت خلفای عباسی به بغداد رفتند وبه امر طبابت مشغول شدند .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نکاتی چند در باره ترجمه وراه کار های آن

 

تعریف ترجمه:

 

باید دانست که ترجمه تنها بر گردادن الفاظ یا احیانا نقش های دستوری از زبانی به زبان دیگر نیست هدف اساسی در هر ترجمه رساندن پیام و محتوی یا منظور متن مبدا است این هدف نباید فدای الفاظ ونکات دستوری شود ودر مراحل بعدی  باید ساختارهای نحوی وصرفی وبلاغی وایجاد تعادل میان ساختارهای متن مقصد ومبدا مورد توجه قرار گیرد واز ین رو برای ترجمه تعاریف بسیاری مطرح شده است که هر کدام در جای خود درست ومفید می باشد واز میان تعاریفی که زبان شناسان برای ترجمه ارائه کرده اند به نمونه ذیل اشاره می شود : (ترجمه عبارت است از بر گرداند ن مفاهیم چه نوشته وچه گفته از یک زبان که زبان مبدا نامیده می شود به زبان دیگر که زبان مقصد خوانده می شود به طوری که متن ترجمه شده همان تاثیری را که در زبان مبدا دارد در زبان مقصد نیز داشته باشد) .

 

تعریف تعریب وتفاوت آن با ترجمه :

 

تعریب یعنی ایجاد کردن یا به عاریت گرفتن وبه کار بردن کلمات غیر عربی که درزبان عربی اصل وریشه و معادلی برای آن ها وجود ندارد با ایجاد اندک تغییرات ورنگ ونشان زبان عربی دادن به این کلمات جدید وحاکم کردن اصول وقواعد زبان عربی را بر آن ها بنا بر این تفاوت میان ترجمه وتعریب را می توان  این گونه بیان نمود' ترجمه یعنی نقل معنی واسلوب از زبانی به زبان دیگر ' اما تعریب عبارت است از کتابة الفاظ غیرعربی با الفبای عربی  به عبارت دیگر تعریب یعنی نوشتن حروفی که در عربی وجود ندارد به حروف مشابه ومتقارب با آن ها مانند جوهر که معرب گوهر فارسی است قدماء بیشتر از این روش (تعریب ) استفاده می کردند چنانکه ابن خلدون در کتاب مقدمه خودش بر این امر اشاره کرده می گوید : چون کتابم ( العبرودیوان المبتدا والخبر فی ایام العرب والعجم والبربر ) در تاریخ اقوام بر بر وغیر عرب نوشته شده  لذا گاهی به کلمات ونامهایی بر خورد می کنیم که در زبان عربی معادلی برای آن ها وجود ندارد نا چاریم با ایجاد اندک تغییراتی درلفظ وظاهر این گونه  کلمات  آن ها را معرب نموده یعنی شکل وصورت زبان عربی به آنها داده ومورد استفاده قرار دهیم مانند کلمه صراط که به نقل از ابن جوزی در زبان رومی به معنی (راه وسیع وعمومی ) آمده  ودر اصل مشتق از سرط است وبنا برقاعده تعریب  سین آن به صاد تبدیل شده . واز این گونه تعریب ها در قرآن کریم  بسیار آمده مانند سجیل که معرب (گل   

سنگ شده ) وکنز که معرب (گنج ) فارسی می باشند ودر زبان عربی معاصربه دلیل پیشرفت علم و تکنولژی ووجود اختراعات واکتشات همواره ابزار ها ووسائل جدیدی ساخته می شود که در زبان عربی معادلی برای آن ها نیست اما با استفاده از قانون تعریب این مشکل قابل حل می باشد .

      قضیه تعریب یکی از موضوعا ت مورد اختلاف میان علماء می باشد بعضی آن را از وسائل اغناء وشکوفائی زبان عربی دانسته می گویند :به دلیل مجاورت سر زمین عربستان با ملت های غیر عرب وروابطی تجاری ' فرهنگی وسیاسی  که در گذشته تاریخ با یکدیگر داشته اند کلمات وواژه هایی از فرهنگهای رومی وایرانی وغیره وارد زبان عربی شده است که به آن ها ( الفاظ معربه= به صیغه اسم مفعول از باب تفعیل یعنی کلمات عربی شده ) می گویند و تعداد زیادی از این گونه الفاظ در قرآن کریم که فصیح ترین کلام است وجود دارد .

جلا ل الدین سیوطی در کتاب (الا تقان فی علوم القرآن ) نمونه های بسیاری از  الفاظ غیر عربی(معربه ) موجود در قرآن کریم را آورده  که از آن جمله موارد  ذیل را می توان یاد آور شد :مانند ( اباریق )ثعالبی در کتاب فقه اللغه گفته: که این کلمه فارسی است وجوا لقی گفته:ابریق فارسی (معرب ) به معنی (راه آب ) یا (آبریز ) است '(اسفار ) واسطی در کتاب الارشاد گفته : اسفار به زبان سریانی به معنی کتابها می باشد '( قسورة ) از ابن عباس نقل شده که گفت : شیر را به زبان حبشی قسورة گویند .

          در مقابل گروهی از علماء مانند (شافعی ابن جریر ابو عبیده ابن فارس ) منکر وجود الفاظ غیر عربی (معربه ) در قرآن کریم می باشند چون وارد کردن الفاظ غیر عربی را در زبان عربی جایز نمی دانند می گویند اگر به کلمات جد یدی نیاز پیدا کردیم باید از طریق اشتقاق ' نحت وابدال وغیره واژه سازی شود تعریب به هیج وجه جایز نیست  وبرای اثبات ادعای خودشان  به آیات ذیل استناد نموده اند قوله تعالی (ولو جعلناه قرآنا اعجمیا فقالوا لولا فصلت آیاته ءاعجمی وعربی= اگر قرآن را به زبان غیر عربی نازل می کردیم  کافران می گفتند چرا آیاتش روشن نیست آیاامتی عرب وکتابشان عجمی ا ست- سوره فصلت  آیة 44  )

وآیه دیگر قوله تعالی (اناانزلنا ه قرآنا عربیا لعلکم تعقلون سوره یوسف آیة 2  )

      

انواع  ترجمه

در باره روشهای ترجمه تا کنون دیدگاهای گوناگونی وجود داشته است پیش ازگسترش مباحث زبان شناسی وبه ویژه زبان شنلسی ترجمه روشهای ترجمه را به دو دسته تقسیم می کردندکه امروزه نیز عده ی از زبانشناسان وترجمه پر دزان بر این دو نوع تاکید می ورزند واین امر بر اهمیت محوری این دو روش مذکور اشاره داردواین دونوع ترجمه عبارتند از :   

1- ترجمه بر اساس صورت یاقالب که به ترجمه تحت اللفظی یا لغوی معروف است ترجمه تحت اللفظی یک نوع ترجمه مقید ووابسته به متن مبدا می باشدو

معمولا این روش ترجمه در تدریس مبتدیان ' ترجمه اسناد رسمی ' مدارک تحصیلی ' نامه های اداری ' متون خبری ' متون دینی که مراعات امانت در آن ها اهمیت بسیار دارد  مفید فائده می باشد.

 وازبعضی ویژگی های این نوع تر جمه موارد ذیل را می توان یاد آور شد :

-هدف ار این نوع ترجمه بیشتر انتقال معنای الفاظ ودقایق دستوری ولغوی است  تا انتقال پیام یا محتوای متن مبدا وابستگی این گونه ترجمه  به متن مبدا بیش از گرایش آن به زبان مقصد است واحد ترجمه در آن واژه وکلمه است -  توانائی این روش ترجمه برای بر گرداندن اصطلاحات ' تعبیرات وکنایات متن مبدا به متن مقصد به حد کافی نیست  . از نمونه های این نوع ترجمه آیة ذیل می باشد : قوله تعالی ( یخافون ربهم من فوقهم ویفعلون ما یؤمرون  -نحل   آیة 50 ) از پروردگارشان از بالا تر خویش می ترسند وانجام می دهند آنچه را که فرمان داده می شوند (ترجمه : پاینده ) پرور دگارشان را از فرازشان می ترسند وانجام می دهند آنچه را فر مان داده می شوند (ترجمه: جلال الدین فارسی )

2-ترجمه بر اساس معنا که به ترجمه ی معنایی ومفهومی  شهرت دارد'  ترجمه مبتنی بر معنا ترجمه ا ی است که معنای متن مبدا را در شکل وقالب زبان مقصد متجلی می سازد . ترجمه معنایی از رایج ترین ومشهور ترین انواع ترجمه است این ترجمه نقطه مقابل ترجمه تحت اللفظی می باشد وعموم مترجمان پیرو وطرفدار این شیوه ترجمه اند از آن جهت که هدف اساسی در این روش ترجمه انتقال دادن معنا ' محتوا وپیام متن مبدا وهمچنین روان و عامه فهم بودن متن مقصد می باشد بنا بر این آنچه در ترجمه معنایی درجه اول اهمیت را دارد پیام ومحتوای متن مبدا وپایبندی به ساختارهای زبانی متن مقصد است . ویژگیهای مهم این نوع ترجمه عبارت است از : واحد ترجمه در آ ن غالبا جمله است ساختارهای زبان مبدا در این روش به ندرت می تواند در زبان مقصد نفوذ کند  حذف واضافه دراین نوع ترجمه معمولا بیش از انواع دیگر آن است توانائی ترجمه انواع اصطلاحات ' لغات ' تعبیرات وکنایات در این روش وجود دارد تعادل معنایی میان متن مبدا ومتن مقصد بیش از تعادل دستوری وبلاغی است معمولا این روش  برای ترجمه  هر نوع متنی جز متون حساس   یا ادبی می تواند مفید باشد' ازنمونه های این روش ترجمه  آیة ذیل میباشد  قوله تعالی : (ولا تکن للخائنین خصیما نساء آیة 105  ) واز کسانی مباش که از خائنان حمایت نمایی (ترجمه : ناصر مکارم ) وهمچنین قوله تعالی : (وما ادراک ما سجین مطففین آیة 8 ) وتو چه می دانی سجین چیست ؟ ( ترجمه : مکارم شیرازی ) .

 

 

 

 

 

 

نکاتی که مترجم آن ها را باید بداند ورعایت کند

 

1- آشنائی با موضوع مورد ترجمه 2- رعایت امانت وپرهیز از هرگونه دخل

وتصرف 3-استفاده از واژگان مانوس در ترجمه 4- استفاده از لغت نامه مناسب وپرهیزاز اعتماد بر حافظه 5 آشنائی با اصطلاحات واسلوب های کاربردی  زبان مبدا و زبان مقصد که در ذیل به بعض موارد آن اشاره می شود  :

الف-  به محض اینکه... (ما کاد /لم یکد + فعل مضارع ) برای زمان گذشته  و( لایکاد /لا یوشک+فعل مضارع ) برای زمان آینده به کار می رود مانند : لم اکد ادخل البیت ... = به محضی که وارد خانه شدم... لا یکاد یدخل البیت ... = به محضی که وارد خانه شود...

ب- نزدیک بود ... (کاد +اسم وخبرش ) برای زمان گذشته و(یکاد +اسم وخبرش ) برای زمان آینده استفاده می شود مانند قوله تعالی (کاد یزیغ قلوب فریق منهم   توبة آیة 17 = نزدیک بود دلهای گروهی از آن ها بلغزد ) وقوله تعلی (تکاد السماوات یتفطرن منه مریم آیة 90 = نزدیک است که آسمان از این گفته ی زشت از هم فرو ریزد ).

ج دیری نپائید ... ( مالبث / لم یلبث + ان + فعل ماضی ) مانند لم یلبث ان شن جیش العدو هجوما شرسا = دیری نپائید که ارتش دشمن دست به حمله وحشیانه ا ی زد

6 آشنائی به زمان ها در زبان مبدا وزبان مقصد  که در ذیل زمان های مختلف همرا ه با معادل آن ها دردو زبان عربی و فارسی به اختصار بیان می شود:

- ( ماضی ساده مثبت ) =کتب  =نوشت  - ماضی ساده منفی (ما+فعل مضی /لم + فعل مضارع ) = ماکتب /لم یکتب= ننوشت .

 - ماضی نقلی مثبت (قد +فعل ماضی ) قد ذهب=رفته است ماضی نقلی منفی (ماضی منفی + بعد /لم +فعل مضارع +بعد /لما +فعل مضارع ) = ماذهب بعد / لم یذهب بعد /لما یذهب= نرفته است / هنوز نرفته است .

- ماضی استمراری مثبت ( کان + فعل مضارع / کان + اسم وخبرش در صورتی که خبرش اسم فاعل باشد )= کان یذهب /کان ذاهبا  = می رفت ماضی استمراری منفی ( کان منفی +فعل مضارع /کان +فعل مضارع منفی / کان منفی + اسم وخبرش در صورتی که خبرش اسم فاعل باشد )= ما کان یذهب / کان لا یذهب / ما کان ذاهبا = نمی رفت .

- ماضی بعید مثبت ( کان +( قد ) +فعل ماضی ) = کان قد ذهب = رفته بود ماضی بعید منفی ( کان منفی +فعل ماضی / کان + فعل ماضی منفی  ) = لم یکن ذهب / کان لم یذهب = نرفته بود .

- مضارع التزامی (ربما + فعل مضارع / لیت +اسمش + فعل مضارع /ادوات ناصبه ان حتی کی لکی +فعل مضارع ) ربما یذهب (شاید برود )-لیته یذهب (کاش او برود ) ان یذهب (که برود ).

-مستقبل مثبت(س/ سوف+ فعل مضارع )= سیذهب/سوف یذهب (خواهد رفت ).

مستقبل منفی (لن +مضارع)= لن یذهب (هر گز نخواهد رفت ) .

7 دوری از استفاده کردن ازبعضی غلطها واشتباهات لغوی ' اصطلاحی ' صرفی ونحوی رایج  در میان اهل زبان  مانند :

1- اضافه کردن چندین اسم به یک مضاف الیه مثل( احتدام واشتداد القتال ) به جای احتدام القتال واشتداده 2- مقدم داشتن ضمیر عائد به فاعل برخودش ( فی تصریح له عن احوال الامنیة فی الخلیج قال وزیر الدفاع الامریکی ) که درست آن ( قال وزیر الدفاع الامریکی فی تصریح له ...) می باشد 3-  آوردن چندین اسم به صورت معطوف در یک جمله بدون تکرار حرف عطف مانند (اشتریت کتبا ا قلاما صورا دفاتر ) که صحیح آن( اشتریت کتبا واقلاما وصورا ودفاتر ) است.

 4- استفاده از کلماتی نظیر (بصورة بشکل لدرجة علی نحو ) در جمله به جای مفعول مطلق مانند (مشیت بصورة جیدة سار بشکل حسن وان قامته طویلة لدرجة تسد الباب ظهر علی نحو واضح ) که کاربرد درست این جملا ت به صورت (مشیت مشیا جیدا سار سیرا حسنا ان قامته طویلة طولا یسد الاباب ظهر ظهورا واضحا )است.

5- (حدث نفس الشئ ) غلط رایج است چون تقدیم مؤکد بر مؤکد از نظر قواعد نحوی جایز نیست وصحیح آن ( حدث الشیئ نفسه ) می باشد .

 

نتیجه گیری

بی شک کار ترجمه یکی از عوامل مهم تبادل فر هنگی ورشد علمی جوامع وتمدن های بشری در گذشته وحال بوده وخواهد بود در روز گاری که اروپا در مرداب وظلمت جهل وتعصب قرون وسطائی خود فرورفته بود در شرق تمدن وفرهنک اسلا می درخشید ن گرفت وکانون دانش ومعرفت در جهان شد 'بیت الحمه ساخته وشخصیت هائی چون زکریای رازی وابن سینا و ... را در دامن خود پرورش داد که آثار علمی ارزشمندی مانند (الحاوی-قانون و ... ) را برای جامعه بشری به ارمغان آوردند که با ظهور رنسانس در اروپا وبه خود آمدن جهان غرب برای سالهای متمادی کتاب های علمی دانشمندان اسلامی را ترجمه نموده وبه عنوان منابع علمی از آن ها استفاده کرده وبهره ها بردند ودرروز گار ما که عصر علم وتکنولوژی نام گرفته  وبا وجود پیشرفت های علمی 'فرهنگی ' هنری وفنی  در جهان کنونی بازهم نقش ترجمه های خوب وترجمه پردازان پایبند به اصول وقواعد ترجمه را در انتقال آن همه نمی توان انکار نمود یا نادیده گرفت .

 

 

(پایان)

 

 

 

 

 

به نام آنکه هستی نام ازو یافت

 

 

 

 

 

 

نکاتی چند در باره ترجمه وراه کار های آن

 

 

 

از

 

 

علی محمد جمالی بهنام

 

 

 

دبیر آموزش وپرورش ناحیه 3 مشهد

 

 

 

 

 

(30/ 11/ 1387 ش )

 

 

 

 

 

 

( مآ خذ  )

 

1- الاتقان فی علوم القر آن                                 جلا ل الدین سیوطی

2 پیرامون زبان وزبان شناسی                             محمد رضا باطنی

3- تاریخ تمدن ویل دورانت                                 ترجمه ابوالقسم پاینده

4- تا ریخ علوم عقلی در تمدن اسلا می                  دکتر ذبیح الله صفا

5- الفهرست                                                    ابن ندیم

6-فن ترجمه در ادبیات عرب                                 ترجمه دکتر عباس عرب

7- کارنامه اسلا م                                             دکتر غلامحسین زرین کوب

8- قر آن کریم وترجمه های مختلف آن